شنبه هفته قبل تولدم بود...
بیست و شیش سالم شد
به همین سادگی...
۹ماهم از عروسیمون میگذره...
و من هر روز یه چالش جدید تو زندگی با اقای الف دارم...
فردای تولدم...پای چشمم کبود شد...
سر هیچ و پوچ...
هنوز جاش هست...
داره کمرنگ تر میشه...
ولی جاش رو دلم...
همیشه پر رنگه...!
حس خوبی ندارم...
احساس میکنمدارم کممیارم...
و این منو میترسونه...!!!
از بچگیم.....
از وقتی یادم میاد....
همیشه تو زندگیم یه مشکل
برچسب: بیست,
نویسنده: مینا رضوانی
تاريخ: يکشنبه
26 شهريور
1396 ساعت: 14:40